شمس الدين حافظ

508

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

424 - « سخن حق » ما نگوئيم بد و ميل به ناحق نكنيم * جامهء كس سيه و دلقِ خود ازرق نكنيم رقمِ مَغلطه بر دفترِ دانش نزنيم * سرِّ حق بر ورقِ شعبده ملحق نكنيم عيب درويش و توانگر ، به كم‌وبيش بد است * كار بد ، مصلحت آن است كه مطلق نكنيم آسمان ، كشتىِ اربابِ هنر مىشكند * تكيه آن بِهْ كه برين بحرِ معلّق نكنيم شاه اگر جرعهء رندان نَه به حرمت نوشد * التفاتش به مىِ صافِ مرَوّق نكنيم خوش برانيم جهان در نظرِ راهروان * فكرِ اسبِ سيه و زينِ مغرّق نكنيم گر بدى گفت حسودىّ و رفيقى رنجيد * گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم حافظ ار خصم خطا گفت نگيريم بر او * ور به حق گفت ، جدل با سخنِ حق نكنيم * توضيحات : نگوييم بد ( بدگويى - نكوهش - حرف بد - چيزى كه شرعا و عقلا بد است نمىگوييم ) ناحق ( اعمال نادرست - گرايش به باطل ) سيه ( سياه - آلوده ) جامه كس سيه ( لباس تقواى هيچ‌كس را آلوده نمىسازيم ) دلق ( لباس پشمينه ) ارزق ( كبود ) دلق خود ارزق نكنيم ( در لباس صوفيگرى تظاهر و ريا نمىكنيم و رياى كسى را هم فاش نمىكنيم ) رقم مغلطه ( وسوسه كردن - سخنى كه مردم به غلط افتند - مسايل غير واقعى ) معنى بيت ( 2 ) ( بر كتاب دانش سفسطه نمىكنيم و به مسايل غير واقعى مردم را فريب نمىدهيم و راز حقيقت را با نيرنگ و فريب درهم نمىريزيم و حق را با باطل مخلوط نمىكنيم ) مصلحت ( صلاح ) مطلق ( مطلقا - ابدا ) معنى بيت ( 4 ) ( امواج روزگار غدار كشتى اهل هنر و علم را درهم مىكوبد و دشمن هنرمند است پس صلاح آنست كه بر اين درياى نيلگون وارونه يعنى آسمان اعتماد نداشته باشيم ، اين روزگار را بقا و اعتمادى نيست ) جرعه ( ته استكان ) رندان ( قلندران ) حرمت ( احترام ) ننوشد ( نخورد ) التفات ( توجه - اعتنا ) مروق ( صاف - پالوده ) احمق ( نادان ) خصم ( دشمن ) جدل ( دعوا ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - از اينكه از وسوسه‌ى ديگران به راه غلط نمىرويد ، حتى براى كارهاى اشتباه ديگران نيز عذر و بهانه‌اى نمىآوريد و به آنها گوشزد مىكنيد ، بسيار پسنديده است ، پس مواظب باشيد با افراد ناباب و افيونىها نشست و برخاست نكنيد و راز دل خود را با هركس در ميان مگذاريد . 2 - اگر به اين نيت عمل نكنيد ، بمراتب در آينده امكانات بهتر و عالىترى براى شما بوجود خواهد آمد و از موفقيت بيشترى برخوردار خواهيد شد پس بجاست ؛ فعلا از آن درگذريد و آن را به موقعيت و زمان بهترى حواله دهيد . 3 - هرچه نمىپسندى براى ديگران نيز مپسند ، بدانكه روزگار زير و بم زياد دارد ، براى اجراى اين نيت از جهات ديگر با شخص عاقل و فرزانه و باتجربه‌اى مشورت كنيد كه بسيار سودمند است . 4 - خواجه در بيتهاى 7 و 8 پاسخ شما را صريح و روشن داده است ، پس جاى چانه زدن و بحث كردن وجود ندارد زيرا در بيت دوم و سوم شما را تعليم مىدهد كه در زندگى چگونه عمل كنيد . 5 - فرزندم ، معرفى ديگران كافى است بهتر آن است كه كمى هم خودمان را در خلوت به خودمان معرفى كنيم ؟ ! 6 - مسافر حالش خوبست و كارهاى او انجام مىگيرد ، همسرى مهربان و دو فرزند با زندگى خوبى خواهيد داشت به شرط آنكه ترديد و وسواس را همراه خود به زندگى نبريد و بگذاريد اطرافيان راحت زندگى كنند ! !